ضرورت داشتن استقلال فكرى و نفى غربزدگى

Block title
Block content

ما بايد استقلال فكرى داشته باشيم. ما بايد پيوند فكريمان را از غرب جدا كنيم. اگر بخواهيم خودمان زندگى بكنيم، خودمان مستقل باشيم، پيوند به آنجا نداشته باشيم. بايد استقلال فكرى پيدا بكنيم، استقلال فكرى به اين است كه هيچ چيزمان مربوط به آنها نباشد. همه چيزمان مستقل باشد. افكارمان مستقل باشد. راديويمان مستقل باشد. تلويزيونمان مستقل باشد. سينمايمان مستقل. جدا بشود از آن مسائل غربى، خودمان على حده براى خودمان يك زندگى داشته باشيم. نترسيد از اينكه به شما بگويند «كهنه پرست» نترسيد از اينكه يك روزنامه نويسى يا يك مقاله نويسى- كه نمى‏دانم چه حالى در او هست، چه فكرى مى‏كند- انتقاد بكند. از انتقاد نترسيد. اينها انتقاد مى‏كنند ..
اين يك حرف است كه عرض مى‏كنم كه بايد اگر شما علاقه داريد به اينكه مملكتتان يك مملكت مستقل بشود، در آن محلى كه هستيد آنجا را درستش كنيد، همه بايد هر كسى در محل خودش. شما نرويد سراغ اينكه مثلًا روزنامه چطور است. شما كار خودتان را بكنيد. روزنامه نويس هم كار خودش را خوب انجام بدهد. ادارى هم كار ادارى خودش را انجام بدهد. هر كدام در هر محلى كه هستند كار آن محل را خوب انجام بدهند. و اگر شما بخواهيد خوب انجام بدهيد، بايد اين راديو تلويزيون را از اين چيزهايى كه ضعف در قلب انسان، در مغز انسان مى‏آورد، انسان را از انسانيت خودش بيرون مى‏كند، استقلال فكرى را از دست مى‏دهد، اينها را بايد از او احتراز كنيد. مقالاتى هم كه آنجا بايد گفته بشود، ناطقهايى هم كه آنجا مى‏آيند نطق مى‏كنند، اشخاصى باشند كه نخواهند يك مملكتى را به تباهى بكشند؛ به اسم اينكه ما مترقى هستيم نخواهند ما را به عقب برگردانند؛ به اسم اينكه «تمدن بزرگ» است! چنانچه كردند با ما آنچه را كه بايد بكنند. اين عرض من راجع به اين قضيه ..

منبع: صحيفه امام، ج‏9، ص: 159